احمد بن محمد ميبدى

440

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

وصل آمد و وز بيم جدائى رستم * با دلبر خود به كام دل بنشستم سپس گفت : اى سيد بزرگوار ، دل رنجور مدار و خوش باش كه اين كس فرشتهء خدا است كه بر موسى ظاهر گشت و من اين داستان را از عموى خود ورقه پسر نوفل شنيدم و او در حق تو خوابها ديده و تو را بشارت باد كه گزيده خلق عالم توئى و آنچه به خواب ديدم به عيان ديدم . داستان خديجه و نوفل : چون خديجه تورات و انجيل خوانده و صفت رسول شنيده بود ، روزى ورقه نزد او آمد و گفت : سه شب پيوسته به خواب ديدم كه در زمين مكّه خداوند پيغمبرى خواهد فرستاد نام او محمّد و من در ميان عرب در خلق و خلق هيچ‌كس را جامع‌تر از شوهر تو نديدم كه در صورت از همه نيكوتر و از خرد از همه بيشتر و به خوبى از همه خوب‌تر است و به امانت از همه امين‌تر است و آن‌كس شوهر تو است و اين همان پيغمبر است ! چگونگى رسيدن وحى : در چگونگى رسيدن وحى سه روايت است يكى آنكه اوّل آيت كه آمد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * بود . روايت ديگر اول سوره كه نازل شد سورهء اقرأ بود ، سوم روايت آنست كه اول سوره ، سورهء يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ بود ، و جمع ميان آن روايتها اين است كه اول آيه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * بود و اول خطاب جبرئيل به او اقرأ بود كه منظور خواندن همان آيت است و اوّلين سوره همان سورهء مدثّر است . راويان نوشته كه : اوّل ورود جبرئيل در خانهء خديجه بود كه آمد و گوشهء چادر را بازگرفت و خود را به محمّد نمود ! و به او خطاب يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ كرد ، دومين بار در غار حرا بود كه خود محمد گويد : بيامد و مرا تنگ در بر گرفت و نيك بجنبانيد و باز رها كرد ! و دو بار ديگر همچنان كرد و حكمت در آن بود كه سه بار طبيعت بشريّت او را به عنصر ملكوتى مزاج داد ، آنگاه گفت : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ ، گفت : من امّى هستم و خواندن نتوانم ! جبرئيل باز گفت اقْرَأْ . سوره 48 آيه 29 29 - مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ . آيه . اين آيت تا آخر سوره صفت صحابهء رسول است و بيان سيرت آنان كه در مجلس انس رسالت جليس و انيس بودند . و در بساط عهد اسلام نقيب و نجيب ، و بصحبت نبوّت و رأفت رسالت تأديب و تهذيب يافته و از نظر جلال صمديّت توفيق و تقريب ديده‌اند و حق‌ّتعالى هريكى از آنان را به تشريف و تقريبى مخصوص گردانيده و آنها صحابه خاص رسول خدا هستند ، و بر كافّه اهل ايمان حرمت ايشان نگاه داشتن واجب است و بايد قدر آنان را شناخت كه نزد خداوند بعد از پيمبران و رسولان از همه مقرّب‌ترند « 1 » و همگى منبع صدق و مايهء عدل و اصل حياء و سخاء هستند و بر هر موحّد واجب است كه خود را بر اين صفات بيارايد . سورهء - 49 - حجرات - 18 - آيه - مدنى - جزو 26 تفسير لفظى [ آيات 1 الى 9 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند فراخ‌بخشايش مهربان . 1 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

--> ( 1 ) - در اينجا حديثى از حضرت امير المؤمنين على ( ع ) روايت شده كه گفت پيغمبر به من فرمود : اى على : خداوند به من امر كرد كه ابو بكر را والد و عمر را مشير و عثمان را سند و تو را اى على پشت و پناه خود گيرم .